تبليغاتX
حمید محمدی

تیریپ توهم !

الحمدلله آيس دنسينگ نداريم !!!

 

عادت کرده ايم خداي باريتعالي را جهت چيزهايي که به ما ارزاني داشته شکر مي گوييم... خدايا تو را شکر مي گوييم که شلوار داريم ! پروردگارا، ممنون ايم که ديشب برنج خورديم ! بارالها، تو را سپاس که ماشين مان ليزينگي است، صبح به صبح ياد سر برج مي افتيم انگيزه هاي کاري و حس خدمتمان قلمبه مي شود ! کريما، دلمان قيجوجه مي رود وقتي مي بينيم قلبمان درد مي کند، لااقلش اين است که مي فهميم قلب داريم مي وريم باقيات صالحات مي کنيم ! عزيزا، خيلي خوب است که پول را در جيبمان از ايني که هست بيشترش نمي کني که يکوقت امپراليسم خون مان نزند بالا ! و .... اما هيچ نشده بابت آنچه نداريم شکر بگوئيم. حکيمي گفته است خداي را سپاس که فرشتگان چيزي نمي خورند ! زيرا اگر مي خوردند- از آنجا که خانه شان در آسمان است- بر ما مي ريستند !!! شاملو مي گويد: بيچاره آن کسي که گرفتار عقل شد / خوشبخت آنکه کرّه خر آمد الاغ رفت ! آقاي قرائتي يادم است يک بار گفتند: خوب است نوزادها عقل و شعور ندارند و گرنه خيلي خجالت مي کشيدند وقتي مامانشان مي خواست جايشان را عوض کند !!! اينها همه بيّنه است. آيه روشن است. لَعلّکُم يتفَکّرون است. خب بنشينيد فکر کنيد. منصف باشيد...

من امروز فکر کردم... چون يک تيتر روزنامه خواندم ! کيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني : ما تاکنون پنجاه و يک (51) سهميه المپيک 2008 پکن را کسب کرده ايم... من هرچه شمردم ديدم چهل تا   (40) بيشتر نيست بخدا ! تا اينکه يکي از دوستان مان گفت: انگاري سهميه رشته بسکتبال را براي تک تک بازيکنان حساب کرده اند و يک را گرفته اند دوازده (12) !!! و خب طبيعي است که بشود: پنجاه و يک  (51) !

حالا بگوئيد جاي شکر ندارد ؟! سپاس نداشته هايمان را نبايد بکنيم ؟! مايي که يک را مي کنيم دوازده و کلی غرور می گیردمان اگر مانند بلاد کفر شناي موزون و شيرجه هماهنگ و آيس دنسينگ مان برود المپيک که بجاي دوازد مي کنيم هزار و دويست ! خب بارالها شکر که نداريم.... عوضش غرور هم نداریم

 

!! نوشته شده توسط حمید محمدی | 21:47 | سه شنبه هفتم خرداد 1387 •