تبليغاتX
حمید محمدی
حالم بده !  

سلام به همه

بعلت مقادير معتنابهي دل درد ! (مي توانيد برعكس هم بخوانيد) و تالمات روحي فعلا آپ كردنم نمي آيد ! اما يك چيز جالب خواندم برايتان مي نويسم. ( از جديدترين مجموعه شعر شمس لنگرودي )

 

 

روز با كلمات روشن سخن مي گويد

عصر با كلمات مبهم

شب سخن نمي گويد

حكم مي كند...

 

|+| نوشته شده توسط حمید محمدی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 | موضوع:
درخت خربزه !  

درخت گردوان با اين بزرگي...          

                                        درخت خربزه.... الله اکبر !

يک.... دو.... دويست و پنجاه و يک... پنجاه و سه هزار و دويست و پانزده.... تمومي نداره. تو بشين بشمار ! چقدر گذشت ؟!... به لطف و منت باري ان شاء الله سال ديگه مراسم يادبود سرمربي داشتن ! تيم ملي رو هم جشن مي گيريم ! داشتم فکر مي کردم اگر قرار بود مسئولان فوتبال خداي نکرده بلا به دور مسئول يه جاي ديگه بودن و همين اما و اگرها رو اونجا پياده مي کردن.... واااااااي نه ! بقول فرنگيا " اوه ! ماي گاد !!!! " 

۱-  اظهارات ع. ک رئيس شوراي عالي امنيت ملي (دور از جون) :

- الان داريم از سفر مصر مي آئيم. دلال هاي ما رفته اند با البرادعي،‌ مرحومه بي نظير بوتو و شيخ سنبل بن مرجانه آل مکتوم الذي يحب الاختيارات في جميع البرنامج الاورانيوم و ...... ! صحبت کرده اند. اولي که هيچي. دومي هم که خدا رحمت کند امواتتان را. سومي را فرستاديم دنبالش دوشنبه ان شاء الله !!!

- شيخ سنبل آدم خوبي است. قرار است بيايد سانترفيوژها را ببيند !

- شيخ سنبل آمد. شرايط را پذيرفته. قرارداد را هم فکس کرده فرستاده ! منتهي داريم فکر مي کنيم اگر قرار باشد پول بي زبان را بدهيم اين بخورد قطر گردنش زيادتر شود که نمي شود ! دنبال يک بند الحاقي هستيم ! دو سه روز آينده جواب مي دهيم !

- مردک دبّه کرده ! مي گويد من نمي آيم بوشهر؛ گرمم مي شود ! مي خواهد هر روز هر روز با هواپيمايش برود بيايد. خب اگر بنزين داشتم که مي رفتم مسافرت نوروزي نمي دادم تو !

- خرد جمعي مان مي گويد دنبال گزنيه هاي داخلي باشيم. بهره وري اقتصاديش بيشتر است. دو سه روز هم بيشتر تا قطع نامه فرصت نداريم ! ان شاء الله تا دوشنبه يکي پيدا مي شود... !

بخواب بابا ! قطع نامه رو دادن رفت ! هسته اي شديم عمو ! شيخ سنبل کيه ؟!!!

۲-  اظهارات ع. ک رئيس آموزش و پرورش (مثلا") :

- در شرايط فعلي بهتر است حقوق و مزاياي معوقه معلمان را خارجي بدهيم ! با اتحاديه اروپا، کشورهاي غيرمتعهد و سران ناتو صحبت کرده ايم. فعلا سولانا قول مساعد داده است !

- مشاوران و سران اتحاديه اروپا آمدند شرايط را ديدند رفته اند فکر کنند. گفته اند بايد بيايم از مدارس ايران و خانه و زندگي معلمان بازديد کنم !

- فکرهايشان را کرده اند. سولانا پيش نويس معاهده را امضا کرده اما ما يک بند الحاقي داديم که اگر يورو مي دهيد خودتان چينج کنيد... تا دوشنبه جواب مي دهند !

- زده اند زيرش ! شب عيد نزديک است و تا اولين مهمان تدارکاتي پيش از عيد خيلي فرصت نداريم. ان شاء الله دوشنبه !

- با معاون شهردار، رئيس شوار و نماينده شهر صحبت کرده ايم. داريم به خرد جمعي مي رسيم. فعلا گزينه هاي داخلي مد نظرمان است !

ول کن بابا اَه ! معلما رفتن دنبال کار دوم سوم... !

۳- اظهارات ع. ک رئيس يک زايشگاه در تهران (خدا به دور) :‌

- به دلال هايمان گفته ايم زنگ بزنند خارج دو سه تا دکتر خوب بياورند ! از بين دکتر ژيواگو، دکتر ارنست و دکتر دیتون يکي را انتخاب مي کنيم ! فعلا ارنست اظهار تمايل کرده است و گفته تا دوشنبه جواب ميدهد !

- ژيواگو و دیتون جواب مشخصي ندادند. مانده ارنست که آدرس اين جزيره بي صاحب را هم نداريم برايش نامه بدهيم. مجبوريم فکس بفرستيم !

- ارنست فکس را امضا کرده. خيلي هم دلش بخواهد اما گفته است نمي تواند يک شب هم در تهران بماند ! مي گويد عادت دارد صبح ها با صداي امواج بيدار شود ! اگر ببينيم دارد ناز مي کند يک ماده مي اندازيم در قراردادش... !

- ارنست کلاس گذاشته ! به موارد داخلي داريم فکر مي کنيم. از آنجايي که بيمار حالش بد است و هر لحظه ممکن است فارغ شود، خيلي فرصت نداريم ! قرار است تا دوشنبه بسپريم زنگ بزنند بيمارستان کسري يا دي ! يک متخصصي چيزي بيايد !

تو راحت باش ! متخصص و ولش کن... يارو فارغ شد‌ ! ‌ببين تو آشناهاتون دختر خوب دارين پسره سرو سامون بگيره ؟!!!!!!!!!!!!!!!

۴- اظهارات ع. ک مسئول يک بقالي (واي نه !) :

- خب عزيزان خيلي فشار نديد همديگرو ! در شرايط فعلي چون فرصت داريم فرستاديم واسطه ها بروند استراليا با سه نژاد مرينوس، اسپارتاکوس و دميتريوس !‌ مذاکره کنند ببينيم کدامشان شيرش بهتر است !!! هرکدام شد ان شاءالله تا دوشنبه بسته بندي تحويل مي دهيم !

- اون دوتاي آخر گفتند نه اوليه گفت: مععععع ! که در زبان گوسفندي يعني بله ! با صاحبش صحبت کرده ايم قرارداد را هم امضا کرده. تا دوشنبه مي آيد !

- حيوونِ عوضي !‌ قيافه مي گيره ! گفته من علف تهران به مزاجم سازگار نيست ! هر موقع شير خواستيد يا بيائيد بگيريد يا يک ماه قبلش بگوئيد بفرستيم يا اصلا بيائيد دنبالم ! اينم مثل اينکه بند مي خواد !!!

- چون وقت صبحانه نزديک است خيلي فرصت نداريم خرد جمعي مان را گذاشته ايم روي هم به اين نتيجه رسيديم با گزينه هاي داخلي صحبت کنيم... سه تا دلال فرستاده ايم شهرستان مذاکره کنند... ان شاء الله دو سه روز آينده صبحانه مي خوريم !!!

اَه اَه ! تو بمير ! يه بسته نون بده شب شد شام مي خوايم بخوريم !!!

۵- اظهارات ع. ک سرپرست يک خانواده (خداااااااااااااا !) :

- امسال عيد قرار است برويم يک کشور خارجي... فعلا با هواپيمايي هاي لوفت هانزا، بريتيش ايرويز و کاسپين مذاکره کرده ايم. گفته اند تا دوشنبه جواب مي دهند !

- از اين گزينه ها دفتر لندن و آلمان را هرچه مي گيريم جواب نمي دهند اما پسرمان را فرستاده ايم بعنوان دلال يا واسطه با دوستش صحبت کند چون پدرش در کاسپين کار مي کند. پدرش ضمني موافقت کرده اما گفته هواپيماهاي ما آسمان تهران نمي آيند !

- کلاس مي گذارد ! نمي خواهيم... با خرد جمعي که داشتيم و جيبمان را قشنگ نگاه کرديم ديديم بهتر است از گزينه هاي داخلي استفاده کنيم. حالا قرار است يک فکس بزنيم آژانس سر کوچه. باتوجه به نزديکي ايام عيد سه گزينه هم داريم : خونه خاله زري اينا. خونه عمو ممّد اينا و خونه پسردايي جعفر اينا... گفته اند دوشنبه اعلام مي کنند که ايام عيد هستند يا نه !!!

........

و اینجاست که آدم می گوید اگر اینطور بود الله اکبر ! شانس آوردیم فوتبال است فقط !!!!  

|+| نوشته شده توسط حمید محمدی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 | موضوع:
بالا





Powered by WebGozar