تبليغاتX
حمید محمدی
سئول ورود ممنوع ! 

سئول، ورود ممنوع !

نميتوانم ننويسم... همين! تو باشي سكوت مي كني ؟ وقتي مي شنوي: " به او گفتم نكن ! " نميدانم چرا اين شعر به ذهنم مي آيد كه "‌ اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي ؟ رفتي بسوز كاين همه آتش سزاي توست"... اما آخر اين يكي آتشش مي زند يك جماعت را دراز مي كند ! حاشيه نمي روم چشم ! اما تو را به ارواح تمامي رفتگانت ببين اين روند الكي رو به رشد را ! چند نفر دراز و كوتاه مي آيند ثبت نام. امروز مي گوئيم اين يكي موهايش را فرق چپ باز كرده ما فقط فرق راست قبول مي كنيم ! اين يكي پدرخانم همسايه روبروئي اش يك هفته در ميان شبها راديو فردا گوش مي كند مورد اعتماد نيست. آن يكي راه كه مي رود آدم ياد .... مي افتد مورد نهفته منكراتي دارد ! اين يكي وقتي غذا مي خورد سبيلش مي جنبد... عمرا " ! تو چرا گوشهايت دراز است ؟!!! بعد الكشان مي كنيم معتمدانشان در مي آيند. بعد يك دوره مي تعويقانيم ! دوره دوم را نيز هم... دوره سوم كه مي شود يادمان مي افتد برايمان ددلاين گذاشته اند !

***

با همه احترامي كه براي شخص رئيس جمهور و معاون محترمش دارم مي خواهم بپرسم اين جمله "این ها حاصل اشتباه آقاي علي آبادي است اما من به او گفتم نكن !" نهايتا" معني اش چيست؟! حدس ميزنم يك چيزهايي را شايد يكي اش درست باشد:

1- احتمالا در خيابان سئول و مخصوصا فدراسيون يك چيزهايي هست كه آدم نمي تواند نكند !

2- احتمالا آقاي علي آبادي احساس مي كنند فدراسيون فوتبال منشاء اثرات بيشتري از سازمان تربيت بدني است شايد برشش بيشتر است. تو دل بروتر است !

3- احتمالا آقاي احمدي نژاد با ساير معاونان و وزرا هم همين مشكل را دارند و هر چه مي گويد نكن آنها گوش نمي كنند !

4- اگر احتمال قبلي درست باشد دو حالت دارد: يا آقاي احمدي نژاد دوره بعد هم رئيس جمهور مي شود يا نمي شود كه اگر بشود و هرچه بگويد نكن ! آقاي علي آبادي ... و بر اين اساس دو سه تا جام جهاني و المپيك را از همين الآن محروم ايم !

5- به فرض دوم حالت قبل به آقايان فردوسي پور و كوثري پيشنهاد مي كنم برنامه شان را تخته كنند بروند برنامه هاي طنز 90 شبي بسازند.

و احتمالات ديگر كه بماند... اما چند تبريك :

1- تبريك به رئيس جمهور كه: آقاي احمدي نژاد شما كه هرچه مي گوئيد نكن كسي گوش نمي كند تا اينجا و در اين چند ساله هر طرح اقتصاديتان يا هر پروژه اي كه افتتاح كرده ايد 50 تا مي ارزد !

۲- تبريك به تمامي تيم هاي ليگ برتر كه تا الان زنده اند !

۳- تبریک به فیفا و ای اف سی که مصداق "و هم صابرون" اند !!!

۴- تبريك به احسان و محمد و علي و فاطمه و سحر كه حالا بزرگترها با آنها همدردي مي كنند. اين فقط شما نيستيد كه يك نفر همه اش بهتان مي گويد نكن ! .....

 

|+| نوشته شده توسط حمید محمدی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | موضوع:
امان از این عشق 

اينجا تهران است..... و من سالم ام !

حميد امامي از دو موتورسوار مي پرسد: شهيد زين الدين را مي شناسيد ؟ يكي شان مي گويد: زيدان ؟!!! ...... همه ساكت اند. صداي استاد بخوبي شنيده مي شود: مرحوم گلپايگاني يكي از استادان و دانشمندان قرن حاضر بوده اند. ايشان در....... و دانشجو كه اصلا انگار "حاليش" همراهش نيست مي گويد: آقا صدای قشنگی هم داشت !!! زنده است که مرحوم نشده ! ..... بيچاره دارد گريه مي كند. دلم مي سوزد. مي گويم: عيب نداره برو بشين ولي اگه فردا پرسيدم بلد نبودي بايد به مامانت بگي بياد. باشه ؟! مي گويد: چشم آقا ! همان لحظه زنگ مي خورد. مي رود سمت ميزش. از كيفش يك بسته چيپس بيرون مي آورد (با همان چشمان هنوز خيس) و از لاي كتابش (در مقابل چشمان گردشده من) عكس "ليونل مسي" مي افتد بيرون... - چطوري حميد ؟! معلومه كجايي ؟! - قربانت تو خوبي ؟ - به تو چه ؟ دكتري ؟! رئال ديشب چند چند كرد ؟ ‌من وسط نيمه خوابم برد !.... -حمييييد ! - چيه مامان بگو ! - يه ساعته دارم صدات مي كنم. ده دفعه نگفتم اون هدفونو نكن تو گوشت ؟ تلفن خودشو كشت ! - خب خودت جواب بده ديگه - بيا محسنه ! ببين چي مي گه. - سلام. - سلام. حميد فيروز كريمي رفت استقلال ؟ - زهرمار ! مرد حسابي تو كار و زندگي نداري ؟! - من الان تو مدرسه ام با بچه ها كل انداختم ! بگو ديگه خب !.... سالن خالي خالي است. سالن به اين بزرگي ! روم نمي شه نفر بعدي رو صدا كنم بياد رو سن صحبت كنه. واسه كي آخه ؟! همايش بررسي صور خيال در شعر اخوان با حضور مدير گروه، دو تا استاد و مجري !!! همايش تمام شده. بي هدف فقط قدم مي زنم... مي رسم به سر چهارراه فني-كارگاه-علوم پايه-دامپزشكي ! خودم اسمش را گذاشتم چهارراه كالج ! اگر امروز اين آدم كه با هم دوست هم شديم به پستم نمي خورد "دپرشن حاد" مي گرفتم ! ( روی لباسش نوشته: گفت تو دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم...)

 

نمي شود به دكتر فلان و مهندس بهمان جايزه بدهند ؟! همايش " درس خوان درس خوانان " برگزار كنند؟! " آي كيوي برتر " معرفي كنند؟! برنامه "دانشگاه و مردم" يا "مدرسه از نگاه دو" بگذارند مردم ببينند؟! مي آيد آن روزي كه كشف فلان سلول بنيادي يا تولد رويان مردم را بريزاند به خيابان يا حتما بايد 8 آذر باشد يك اتفاقي در سيدني بيافتد ؟! نمي شود بجاي تاريخ دقيق خوردن كفش فرگوسن به ابروي بكام، ‌يك چيزهاي ديگري مثلا شماره آتش نشاني و چه مي دانم چهارتا فاميل نزديك كه همه اش شكايت دارند يادشان نمي كنيم حفظمان شود ؟! مي شود عكس ابوعلي سينا و دكتر حسابي روي پيرهنمان باشد بجاي دندانهاي رونالدينيو ؟! مي آيد آن روزي كه اگر گفتي " ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست " طرف مقابلت بي كه بخواهي زمزمه كند  " عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد " .... ؟!

 

    ...... 

داشتم به اين فكر مي كردم بيچاره صداوسيما ! هيچ ارگان و نهاد و مسئول و مردم و عالمي با رضايت راديو و تلويزيون را مخاطب نيست ! اما نامردي است اگر بگوئيم طرفداران فوتبال .... حداقل در روز 4 تا زنده دارد 3 - 4 تاي ديگر ضبط شده و نمي دانم چندتا تفسير و تحليل... مي زنم شبكه 3... چيزي نمي بينم. 22 تا آدم عاقل دنبال يك توپ مي دوند. 188 هزار و 524 نفر از نزديك تماشا مي كنند. ميليونها نفر هم در اسپانيا و .....و ..... و ايران خودمان ! بخدا سالم ام اما انگار چشم و دلم به فوتبال نمي رود ! پتو را تا آنجا كه راه دارد مي كشم روي سرم و هدفون را با شدت بيشتري در گوشم فرو مي كنم ! هرچه ميخواهد بگويد مامان !

 

" امان از اين عشق حبيب من و فغان از اين عشق

كه غير خون جگر ندارد

همه سياهي، همه تباهي

مگر شب ما سحر ندارد ؟ ... "

 

|+| نوشته شده توسط حمید محمدی در دوشنبه پنجم آذر 1386 | موضوع:
بالا





Powered by WebGozar